خونه مامانی اینا بود دوست دایی زنگ می زنه ماشینم جوش آورده بیا کمک دایی طفلکی مجبور یشه یکربع توضیح بده جوش آوردن ماشین یعنی چی و بعد بره به داد دوستش برسه. با همسر رفتیم دنبالش سراغ دایی رو می گیرم پسرک جواب میده هیچی بابا جان ماشین دوستش جوش زده بود رفتن خوبش کنن.
ماشینو بردم تعمیرگاه آقای تعمیرکار میگه باید باهاش یه دور بزنم ببینم ایرادش چیه.
میشینه پشت فرمون آرتین با تعجب و با چشمهای گرد شده به حرفای آقای تعمیرکار گوش میده
آقای تعمیرکار: ماشین گیج می زنه.
آرتین: یعنی چی ؟ ماشینمون گیج شده؟
من: نه پسرم بزار ببینم آقا چی میگن؟
آقای تعمیرکار همچنان سر حرفش هست : ماشین گیج میزنه. خیلی گیجه
آرتین: یعنی چی؟ یعنی ماشینمون خیلی داغونه؟
خلاصه کار تشخیص آقای تعمیرگار تموم شد. شب آرتین برای بابا سعید تعریف می کنه
آرتین با هیجان: ماشینو بردیم تعمیرگاه آقاهه گفت ماشینتون گیج رفته. سرشو میگه ها. سر ماشینمون گیج رفته.
صبح داره حاضر میشه بره مهد با باباسعید بحث می کنه:
آرتین: من دوست دارم بهت بگم سعید نگم باباسعید.
بابا سعید: نه من دوست ندارم. بگو باباسعید
آرتین: نه من میگم سعید. ماشنک بهت بگه باباسعید کافیه دیگه.
بعدشم به من یادآوری میکنه به سعید بگو باباسعید آخه دوست داره.