شروع دوباره

بعد از یه تاخیر طولانی دوباره اومدم تا بنویسم. آرتین الان هفت ساله اس و مهر ماه میره کلاس اول و من هم شدم یه مامانی که الان قت آزاد زیاد دارم.

اول از همه یه چیزیو بگم بعد از مدتها که به وبلاگ ارتین سر زدم دیدم یکی از دوستان یه پستی گذاشتن گفتن مهد زلال که سه سال پیش آرتین اونجا میرفت به دلیل تخلف بسته شده. من اینو به آرتین گفتم پسرک هفت ساله من تنها چیزی که گفت این بود که خداروشکر خدا مجازاتش کرد و زد زیر گریه. تازه بعد از این همه سال به من گفت که این خانم توی مهد چه رفتاری با بچه ها داشته و چقدر بچه ها رو از نظر روحی شکنجه میکرده. تهدید میکرده اگه حرف بزنین سیخ داغ میکنم توی زبونتون. اگه اذیت کنید گوشتونو میبرم میزارم کف دستتون و ... پسرک از یادآوری اون روزها به هق هق افتاد.

متاسفانه هیچ دسترسی به این بیمار خائن نداشتم. تنها کاری که تونستم بکنم این بود که توی صفحه فیس بوکش چیزایی رو که باید بهش میگفتم گفتم. متاسف برای جامعه ای که به هر آدم بی سر و پا و روانی اجازه تاسیس مهد کودک میدن. به هر حال خوشحالم که این خانم ظاهرا دیگه اجازه کار نداره. (اینطور که فهمیدم) نمیدونم چقدر صحت داره. ولی امیدوارم نتیجه کارهاشو خیلی خیلی زود ببینه و هیچوقت هیچوقت سر آسوده زمین نزاره. 

/ 0 نظر / 42 بازدید