من و این روزها

چقدر تاخیر داشتم. توی این مدتی که نبودم خیلی اتفاق خاصی نیفتاده. فقط من خیلی خیلی بزرگتر و عاقلتر و آرومتر شدم. اینارو من نمی گم اطرافیان می گن. همچنان مهد کودک میرم و برای رفتن به مهد دیگه بد قلقی نمی کنم. دیگه به نخوردن شیشه عادت کردم و فراموشش کردم. مثل قبل توی اتاق خودم می خوابم و قرار شده اگه نصف شب کاری داشتم فقط ماشنکو صدا کنم و از تختم پایین نیام چون خوابالو هستم ممکنه زمین بخورم. جدیدا روحیاتم خیلی تغییر کرده خیلی زیاد نقاشی می کشم البته نه تنهایی با ماشنک. خیلی زیاد کتاب می خونم بازم خودم نه ماشنک برام می خونه. خیلی زیاد تلویزیون نگاه می کنم البته نه هر برنامه و هر سی دی. هر چی که ماشنک اجازه بده. که تازه تا همینشم ماشنک راضی نیست میگه زیاد نشین پای تلویزیون عادت خوبی نیست  و سعی می کنه سرمو با بازیهای دیگه گرم کنه.  

 همچنان آخر هفته ها مهمون منزل مامانی هستم. عاشق چهارشنبه ها هستم. چون میرم خونه مامانی شب هم اجازه دارم بمونم چون فرداش مهد تعطیله.

این مدت همش آخر هفته مهمون داشتیم. هفته پیش آرین و پرنیان جونم از اصفهان برای تولد پندار اومدن که بعدشم اومدن خونه ما. پندار کوچولو دو ساله شد. تولدش خیلی خوش گذشت.

 از راست به چپ: پرنیان -پندار- آرین - کارن - آرتین

آرتین - آرین

کارن - آرتین - پندار - پرنیان - آرین

جمعه هم رفتیم خونه ایلیا جونم اونجا هم خیلی خیلی زیاد خوش گذشت کلی با ایلیا بازی کردیم.

 

ایلیا اولین کسی بود که من توی مهد کودک باهاش دوست شدم. بعد از اون دوستای دیگه ای هم پیدا کردم ولی همیشه ایلیا رو بیشتر از بقیه دوست دارم

این هم آرتین اسپایدر من

 

/ 10 نظر / 39 بازدید
ترکان

واای چقدر دیر آپ میکنید[دلشکسته]ماشنک مخفف مامان روشنکه[نیشخند]آفرین به آرتین که آقا شده[ماچ]هیچ کدوم از عکسایی که گذاشتید باز نمیشن[ناراحت] من لینکتون کردم خوشحال میشم به منم سر بزنید[قلب]

مامانش

از دست این تی وی! کاری نداره که مامان ماشنک شما هم می تونین تی وی رو با شیر بشورین و خلاص![نیشخند] پس با این حساب امیدوار بشیم که دو سال دیگه این زلزله خونه مام مثل آرتین آقا میشه یعنی؟[سوال]

گل

چه خوب که اوضاعتون روبراهه و پسرک آرومه و هوا درست و حسابی آفتابیه :) خیلی خوشحال شدم. امیدوارم همیشه خوب خوب باشید. آرتین جون خیلی بزرگ شده ها

مینا مامان کیهان

سلام رو شنک جونم ...خیلی خوبه که از شیشه شیرش به این زودی جدا شده والله ÷سمل ما تا شش سالگی تو شیشه شیر می خورد و اون مو قع هم خیلی زیاد شیر می خورد هر دفعه دویست سی سی ولی الان صد سی سی رو به زور می خوره و تا حالا هم نتو نستیم کاری بکنیم ... وای ارتین اسپایدر من خیلی دیدنیه ... خد حفظش کنه پسرکمون رو که دیگه ما شاالله بزرگ شده و بدون حرف و حدیث می ره مهد ...

مامان باربد

عجب پسر آقایی. خدا حفظش کنه براتون. آفای اسپادرمن[ماچ]

مامانی طاها

عيد فطر روز چيدن ميوه هاي شاداب استجابت . این عید سعید بر شما و خانواده محترم مبارك باد .[گل]

سپهری

سلام خیلی پسر نازی دارین به ما هم یک سر بزنین ممنون میشم

مامانش

خیلی وقته نیستی مامان ماشنک. نگران شدم. خوبین؟ خوشین؟